گام يكصد و سوم<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

مقدمه‌اي بر مديريت زنجيره تامين(Supply Chain Management)

امروزه مديريت زنجيره تامين به عنوان يكي از مباني زيرساختي پياده‌سازي كسب‌وكارالكترونيك در دنيا مطرح است .در رقابت‌هاي جهاني موجود در عصرحاضر بايد محصولات متنوع را با توجه به درخواست مشتري در دسترس وي قرار داد .خواست مشتري بر كيفيت بالا و خدمت رساني سريع موجب افزايش فشارهايي شده است كهقبلا وجود نداشته است ، در نتيجه شركت‌ها بيش از اين نمي‌توانند به تنهايي از عهدهتمامي كارها برآيند . در بازار رقابتي موجود ، بنگاه‌هاي اقتصادي و توليدي علاوه برپرداختن به سازمان و منابع داخلي ، خود را به مديريت و نظارت بر منابع و اركان مرتبطخارج از سازمان نيازمند يافته‌اند . علت اين امر در واقع دستيابي به مزيت يا مزايايرقابتي با هدف كسب سهم بيشتري از بازار است . بر اين اساس فعاليتهايي نظير برنامه‌ريزي عرضه و تقاضا ، تهيه مواد ، توليد و برنامه‌‌ريزي محصول ، خدمت نگهداري كالا ،كنترل موجودي ، توزيع ، تحويل و خدمت به مشتري كه قبلا همگي در سطح شركت انجام مي‌شده اينك به سطح زنجيره عرضه انتقال پيدا كرده است . مساله كليدي در يك زنجيرهتامين ، مديريت و كنترل هماهنگ تمامي اين فعاليتهاست . مديريت زنجيره تامين(SCM)پديده‌اي است كه اين كار را به طريقي انجام مي‌دهد كه مشتريان بتوانند خدمت قابلاطمينان و سريع را با محصولات با كيفيت در حداقل هزينه دريافت كنند .

در حالتكلي زنجيره تامين از دو يا چند سازمان تشكيل مي‌شود كه رسما از يكديگر جدا هستند وبه وسيله جريانهاي مواد ، اطلاعات و جريانهاي مالي به يكديگر مربوط مي‌شوند . اينسازمانها مي‌توانند بنگاه‌هايي باشند كه مواد اوليه ، قطعات ، محصول نهايي و ياخدماتي چون توزيع ، انبارش ، عمده‌فروشي و خرده‌فروشي توليد مي‌كنند . حتي خود مصرف‌كننده نهايي را نيز مي‌توان يكي از اين سازمانها در نظر گرفت .

در گام آتي از تاريخچه مديريت زنجيره تامين خواهيم گفت ...

 

 

گام يكصد و چهارم

 

تاريخچهمديريت زنجيره تامين به چه زماني باز مي‌گردد ؟

در دو دهه 60 و 70 ميلادي ، سازمانها براي افزايش توانرقابتي خود تلاش مي‌كردند تا با استانداردسازي و بهبود فرايندهاي داخلي خود محصوليبا كيفيت بهتر و هزينه كمتر توليد كنند . در آن زمان تفكر غالب اين بود كه مهندسي وطراحي قوي و نيز عمليات توليد منسجم و هماهنگ پيش‌نياز دستيابي به خواسته‌هايبازار و درنتيجه كسب سهم بازار بيشتري است . به همين دليل سازمانها تمام تلاش خودرا بر افزايش كارايي معطوف مي‌كردند .در دهه 80 ميلادي با افزايش تنوع درالگوهاي مورد انتظار مشتريان ، سازمانها به طور فزاينده‌اي به افزايش انعطاف پذيرشدر خطوط توليد و توسعه محصولات جديد براي ارضاي نيازهاي مشتريان علاقه‌مند شدند . دردهه 90 ميلادي ، به همراه بهبود در فرايندهاي توليد و به كارگيري الگوهاي مهندسيمجدد ، مديران بسياري از صنايع دريافتند كه براي ادامه حضور در بازار تنها بهبودفرايندهاي داخلي و انعطاف‌پذيري در توانايي‌هاي شـــــركت كافي نيست بلكه تامين‌كنندگان قطعات و مواد نيز بايد موادي با بهترين كيفيت و كمترين هزينه توليد كنند وتوزيع‌كنندگان محصولات نيز بايد ارتباط نزديكي با سياست‌هاي توسعه بازار توليدكننده داشته باشند ؛ با چنين نگرشي ، رويكردهاي زنجيره تامين و مديريت آن پا به عرصهوجود نهاد . از طرف ديگر با توسعه سريع فناوري اطلاعات در سال‌هاي اخير و كاربردوسيع آن در مديريت زنجيره تامين ، بسياري از فعاليتهاي اساسي مديريت زنجيره باروش‌هاي جديد درحال انجام است .

در گام آتي مديريت زنجيره تامين را به تعريف خواهيم نشست ...

 

 

گام يكصد و پنجم

 

مديريت زنجيره تامين چيست ؟

تعاريفمختصر و جامعي كه مي‌توان از زنجيره تامين و مديريت زنجيره تامين ارائه داد عبارتند از:

زنجيره تامين بر تمام فعاليتهاي مرتبط با جريان وتبديل كالاها از مرحله ماده خام (استخراج) تا تحويل به مصرف‌كننده نهايي و نيزجريانهاي اطلاعاتي مرتبط با آنها مشتمل مي‌شود . به طور كلي زنجيره تامينزنجيره‌اي است كه همه فعاليتهاي مرتبط با جريان كالا و تبديل مواد ، از مرحله تهيهماده اوليه تا مرحله تحويل كالاي نهايي به مصرف‌كننده را شامل مي‌شود . درباره‌جريان كالا دو جريان ديگر كه يكي جريان اطلاعات و ديگري جريان منابع مالي واعتبارات است نيز حضور دارد .(Laudon & Laudon 2002)

مديريت زنجيره تامين بر يكپارچه‌سازي فعاليتهاي زنجيره تامين و نيز جريانهاياطلاعاتي مرتبط با آنها از طريق بهبود در روابط زنجيره در جهت دستيابي به مزيترقابتي قابل اتكا و مستدام ، مشتمل مي‌شود . بنابراين ، مديريت زنجيره تامين عبارت استاز فرايند يكپارچه‌سازي فعاليتهاي زنجيره تامين و نيز جريانهاي اطلاعاتي مرتبط باآن از طريق بهبود و هماهنگ‌سازي فعاليت‌ها در زنجيره تامين تــــوليد و عرضه محصول .                       

براي بررسي يك سازمان منحصر به فرد درچارچوب اين تعاريف بايد هر دو شبكه تامين‌كنندگان و كانال‌هاي توزيع در نظر گرفتهشوند . تعريف ارائه شده براي زنجيره تامين موضوعات مديريت سيستم‌هاي اطلاعات ،منبع‌يابي و تداركات ، زمان‌بندي توليد ، پردازش سفارشات ، مديريت موجودي ، انبارداري وخدمت به مشتري را دربر مي‌گيرد .

براي مديريت موثر زنجيره تامين ضروري است كهتامين‌كنندگان و مشتريان با يكديگر و در يك روش هماهنگ و با شراكت و ارتباطاتاطلاعاتي و گفت‌وگو با يكديگر كار كنند . اين امر يعني جريان سريع اطلاعات در ميانمشتريان و عرضه‌كنندگان ، مراكز توزيع و سيستم‌هاي حمل‌ونقل ، بعضي از شركت‌‌ها راقادر مي‌سازد كه زنجيره‌هاي عرضه بسيار كارايي را ايجاد نمايند . عرضه‌كنندگان ومشتريان بايد اهداف يكسان داشته باشند ؛ عرضه‌كنندگان و مشتريان بايد اعتماد متقابلداشته باشند . مشتريان در زمينه كيفيت محصولات و خدمات به تامين‌كنندگان خود اعتمادمي‌كنند .علاوه بر آن عرضه‌كنندگان و مشتريان بايد در طراحي زنجيره تامين برايدستيابي به اهداف مشترك‌ و تسهيل ارتباطات و جريان اطلاعات با يكديگر شريك شوند .بعضي شركت‌ها كوشش مي‌كنند تا كنترل زنجيره تامين خود را با كنترل عمومي عمودي و بااستفاده از مالكيت و يكپارچگي تمام اجزاي مختلف در امتداد زنجيره تامين از تهيهمواد و خدمات تا تحويل محصول نهايي و خدمت به مشتري ، به دست آورند . اما حتي با ايننوع ساختار سازماني ، فعاليتهاي مختلف و واحدهاي عملياتي ممكن است ناهماهنگ باشند .ساختار سازماني شركت بايد بر هماهنگي فعاليتهاي مختلف براي دستيابي به اهداف كليشركت تمركز كند .

در گام آتي پنج عملكرد براي مديريت در برابر چالشهاي زنجيره تامين بيان خواهيم نمود ...

 

 

گام يكصد و ششم

 

پنج عملكرد براي مديريت در برابر چالش‌هاي زنجيرهتامين كدامند ؟

بسياري از تكنولوژي‌ها و ابزارها در بهبود راهكارهاي زنجيره تامين مورداستفاده قرار مي‌گيرد . دامنه پياده‌سازي تكنولوژي ، راههاي جديدي را براي تغييرساختار سازماني از تكنولوژي سخت‌افزار به تكنولوژي نرم‌افزار و اطلاعات برايسازماندهي مي‌گذارد . براي رسيدن به كارايي و اثربخشي در مديريت زنجيره تامين پنجعملكرد را براي مديريت تفكيك كرده‌ايم كه اين پنج وظيفه تا اندازه‌اي عاملي برايسازماندهي است . مهارت و اثربخشي مديريت زنجيره تامين به صلاحيت و درستي اين پنجعملكرد وابسته خواهد بود .

1- ساختار شركاي زنجيرهتامين :

طراحي زنجيره تامين بر اساس كارايي كه بر روي عوامل استراتژيك و با توجهو نيازمندي‌هاي مشتري براي طراحي زنجيره تامين است ، پايه‌ريزي شده‌ است ، به گونه‌ايكهمحدوده محصولات موجود ، سرويس‌ها ، محصولات جديد يا بخش مشتريان را پوشش مي‌دهد . برپايه آگاهي از محصول نهايي در زنجيره تامين پايه‌ريزي مي‌شود . اين به اين مفهوم استكه در دوره طولاني ، كيفيت محصولات براي ادامه رقابت ، بايد توسعه و بهبود بيابد .همچنين يكپارچگي زنجيره تامين ، ميزان رقابت‌پذيري سازمان را تعيين خواهد كرد .

2- پياده سازي ارتباطات مشاركتي :

اين بخش به انواع مشاركت‌هايضروري براي شركت اشاره مي‌كند . اين عملكرد ارتباطات زنجيره تامين را به مشاركت باعوامل خارج از شركت گسترش مي‌دهد . هر تغييري در زنجيره تامين بايد به اطلاع شركابرسد و در كل زنجيره پياده شود . در اين قسمت عمليات پشتيبان فرايندهاي زنجيرهتامين بيان مي شوند .

Ø     سازماندهي تغييرات و نقش عملكردها در تغييرات زنجيرهتامين

Ø     فرايند مشاركتي براي طراحي مجدد زنجيره تامين

Ø     اجراي ارزيابي ها ونقش آنها

Ø     جايگاه عملكرد مديريت زنجيره تامين درون شركت

 3- طراحي زنجيره تامين براي سوددهي استراتژيك :

مديريت زنجيره تامين ، مشاركت موثرعوامل خارج از شركت را ايجاب مي‌كند . اما ارتب

/ 0 نظر / 93 بازدید